چند سال پیش، وسط یکی از جلسههای مشاوره، دانشآموزی از من پرسید:
«اگه جای من بودین، رشتهای که دوست دارین رو انتخاب میکردین یا رشتهای که پول بیشتری داره؟»
راستش، جواب دادن به این سؤال آنقدرها هم ساده نیست. چون اگر جواب فقط علاقه بود، الان باید خیلی از آدمها از شغلشان راضی میبودند. اگر هم جواب فقط پول بود، نباید این همه آدم را میدیدیم که با وجود درآمد خوب، از کارشان خسته شدهاند.
اما چیزی که در این چند سال مشاوره فهمیدهام این است که اکثر داوطلبها اصلاً سؤال را اشتباه میپرسند.
معمولاً دانشآموزی که برای انتخاب رشته میآید، دو تصویر در ذهنش دارد:
این رشته را دوست دارم
آن یکی درآمدش بیشتره
و بعد فکر میکند باید یکی را انتخاب کند. اما همیشه ماجرا اینقدر سیاه و سفید نیست.
نمونه واقعی: وقتی علاقه واقعی مشخص میشود
دو سال پیش، دانشآموزی داشتم که عاشق معماری بود. هر جلسه مشاوره، بعد از اینکه کارها و برنامهها تمام میشد، نمونهکارهای معماری را نشانم میداد. درباره سبکهای مختلف حرف میزد و حتی برای تفریح، نقشههای ساختمانهای معروف دنیا را دنبال میکرد.
اما زمانی که وقت انتخاب رشته رسید، خانوادهاش مدام میگفتند:
«الان فقط مهندسی کامپیوتر رو بورسه. درآمدش بیشتره.»
در انتهای جلسه از او پرسیدم:
«اگه چندین سال نتونی درآمد خوبی کسب کنی و مجبور باشی تماموقت روی این رشته کار کنی، باز هم انتخابت معماریه؟»
اصلاً فکر نکرد. با اطمینان کامل گفت:
«آره.»
همانجا فهمیدم علاقهاش واقعی است.
اشتباه رایج اول: علاقه به نام رشته، نه خود رشته
یه اشتباه که زیاد میبینم اینه که بعضی داوطلبها به رشته علاقه ندارند؛ به درآمدش علاقه دارند. این موضوع بین بچههای تجربی خیلی رایج است و این دو تا خیلی با هم فرق میکنند.
مثلاً دانشآموزی را میبینی که میگوید:
«من به پزشکی علاقه دارم.»
کمی بیشتر که صحبت میکنیم، متوجه میشوم بیشتر از خود پزشکی، به درآمد، جایگاه اجتماعی یا احترام آن علاقه دارد. این اتفاق بیشتر از چیزی که فکر میکنید رخ میدهد.
تفاوت علاقه به پزشکی با علاقه به مزایای آن
علاقه واقعی به یک رشته یعنی دوست داشتن خودِ مسیر، سختیها، درسها و ماهیت کار.
اما علاقهمند بودن به درآمد بالا یا جایگاه اجتماعی، ممکن است انتخاب را به سمتی ببرد که بعدها رضایت واقعی ایجاد نکند.
اشتباه دوم: علاقه بدون شناخت و تحقیق
گاهی دانشآموزی میگوید:
«من فقط علاقه برام مهمه.»
وقتی ازش میپرسم:
درباره آینده شغلی این رشته تحقیق کردی؟
فارغالتحصیلها معمولاً کجا مشغول به کار میشن؟
بازار کارش رو بررسی کردی؟
میگوید:
«نه.»
خب این هم تصمیم درستی نیست. علاقه بدون شناخت، بیشتر شبیه هیجان است تا انتخاب.
علاقه بدون شناخت، صرفاً هیجان است
انتخاب رشته باید بر اساس شناخت درست از رشته، آینده شغلی، بازار کار و تناسب آن با تواناییها و روحیات فرد باشد.
علاقه وقتی ارزشمند است که در کنار آگاهی قرار بگیرد.
تفاوت در تلاش فارغالتحصیلان
یادم هست چند سال قبل، وقتی در دانشگاه بودم، دو نفر از همرشتهایهایم همزمان با هم فارغالتحصیل شدند. امروز شرایط مالی آنها زمین تا آسمان فرق میکند. دلیلش رشته نبود؛ دلیلش خودشان بودند.
یکی فقط دنبال پاس کردن درسها بود.
دیگری از همان سال اول دنبال مهارت یاد گرفتن، کارآموزی و تجربه عملی رفت.
این تفاوتها بعد از چند سال خودش را نشان میدهد.
نگرانی خانوادهها: تعادل بین درآمد امروز و پیشرفت فردا
گاهی خانوادهها در جلسات میگویند:
«ما فقط نگران آینده بچهمون هستیم.»
و این نگرانی کاملاً طبیعی است.
اما معمولاً به آنها میگویم:
«فقط به درآمد امروز نگاه نکنید. چون دانشآموزی که به رشتهاش علاقه دارد، معمولاً بیشتر یاد میگیرد، بیشتر تلاش میکند و شانس بیشتری برای پیشرفت دارد.»
سال گذشته دانشآموزی داشتم که بین دو رشته مردد بود. یکی را خیلی دوست داشت و دیگری را تقریباً همه اطرافیانش پیشنهاد میکردند. آخر جلسه به من گفت:
«میترسم اگر رشته مورد علاقهام رو انتخاب کنم، بعداً پشیمون بشم.»
بهش گفتم:
«به همون اندازه ممکنه از انتخاب رشتهای که دوستش نداری هم پشیمون بشی.»
چند ماه بعد دوباره با هم صحبت کردیم. رشتهای را انتخاب کرده بود که بیشتر به آن علاقه داشت و مهمتر از همه این بود که از تصمیمش آرامش داشت.
جمعبندی: یافتن نقطه تعادل
اگر نظر شخصی من را بخواهید، بعد از سالها کار با دانشآموزها، هیچوقت ندیدهام کسی فقط به خاطر اسم یک رشته موفق شود؛ همانطور که ندیدهام کسی فقط با علاقه به موفقیت برسد.
موفقترین آدمهایی که دیدهام معمولاً یک نقطه تعادل پیدا کردهاند؛ نه علاقه را قربانی پول کردهاند و نه درآمد را قربانی علاقه.
نتیجه اصلی این است که انتخاب درست، نه فقط بر پایه علاقه است و نه فقط بر پایه درآمد؛ بلکه بر پایه شناخت، واقعگرایی و تعادل بین این دو است.




